السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

116

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

6 - روايت شهاب احمد شهاب‌الدّين احمد حديث را با اين عبارت آورده است : سلطان دانشمندان در زمان خودش و برهان عارفان در روزگارانش ، پيشواى دانشمندان برجسته ، مفتى اعظم مردمان عزّالدّين عبدالعزيزبن عبدالسّلام ، از زبان حال كسى كه بدون گفت‌وگو نخستين صحابى است و برترين نمونه واجد و ويژگىهاى برجسته على عليه السلام كه ولىّ خداوند است در زمين و آسمان ، خداوند از او خشنود باشد و در هر حال ما را از او بهره‌مند سازد ، بيان مىدارد : « اى مردم ! ما خانواده ، طينت ما به دست عنايت پروردگار و زير نظر حمايت او سرشته شده ، بعد از آن‌كه از چشمه‌ى هدايت بر آن پاشيده و با خميره‌ى نبوّت مالِش خورده و به وحى آبيارى گشته و روح امر در آن دميده شده است ، نه گام‌هايمان مىلغزد و نه ديدگانمان به بيراهه نظر مىافكند و نه انوار ما كم‌سو مىشود . اگر ما به گم‌راهى افتيم ، پس چه‌كسى مردم را هدايت كند ؟ مردم از درختان پراكنده‌اند ، در حالى كه درخت نبوّت يكى است . حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم اصل آن و من فرع و فاطمه‌ى زهرا ميوه‌ى آن و حسن و حسين شاخه‌هاى آنند . اصلش نور است ، ميوه‌اش نور است ، فرعش نور است و شاخه‌اش نور ، روغن چراغش نور مىدهد هرچند آتشى به آن نرسد ، نور است بر بالاى نور . » « 1 » حديث سوم حاصل اين حديث آن است كه خداوند ، رسولش را از نور خود و على را از نور رسولش آفريده است . خطيب خوارزمى به اسنادش از عبداللَّه‌بن‌عمر روايت كرده است در آن‌جا كه گويد : خبر داد به من مهذّب الأئمة از ابوالقاسم نصربن محمّدبن علىّبن زيرك مقرى از پدرش ابوبكر محمّد ، از ابوعلى عبدالرّحمان بن محمّدبن احمد نيشابورى ، از احمدبن

--> ( 1 ) . توضيح الدّلائل على ترجيح الفضائل خطّى .